اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

413

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

گرفت پيوسته پا به زمين مىساييد تا جان داد . ابو جميل مرا حديث كرد و گفت : در دوران مامون رهسپار بصره شدم و خادمى در كشتى با ما سوار شد و بما مىگفت كه او از خدمتگزاران رشيد است ، سپس داستان يحيى بن عبد الله را و اينكه خود كشتن او را در عهده داشته است مانند همانچه گفته شد ، براى ما بيان كرد ، پس چون شب رسيد مردى كه در كشتى بود بر سر او رفت و همچنانكه كشتى مىرفت او را در آب انداخت تا غرق شد . هارون در سال 175 براى پسرش محمد كه پنج ساله بود به وليعهدى پس از خود بيعت گرفت و بر انجام آن بمردم بخششهاى فراوان كرد و محمد را نزد فرماندهان بيرون فرستاد تا بر مخده اى ايستاد و خدا را ستود و بر پيامبرش درود فرستاد . آنگاه عبد الصمد بن على ايستاد و گفت : اى مردم ، كودكى ( و كمى ) سن شما را فريب ندهد چه اين درخت مباركى است كه بيخ آن استوار و شاخه آن در آسمان است . [ 1 ] و مردان بنى هاشم در اين باره سخن مىگفتند تا مجلس برگزار شد و درهمها و دينارها و نافه هاى مشك و تخمهاى عنبر بر سر آنها نثار گرديد . هارون ، سالم يونسى مولاى اسماعيل بن على را بجاى ليث مولاى امير المؤمنين به كار ( حكومت ) سند گماشت ، سالم روشى پسنديده در پيش گرفت اما چيزى نگذشت كه اسحاق بن سليمان بن على هاشمى را بر سر كار فرستاد و او كه مردى پارسا بود وارد سند شد ، سپس او را هم عزل كرد و طيفور بن عبد الله بن منصور حميرى را بر سر كار آورد ، پس جنگى در ميان يمنيها و نزاريها در گرفت و طيفور ، جابر ابن اشعث طائى را بفرماندارى ( قسمت ) باخترى نهر ( سند ) و مكران فرستاد ، سپس سعيد بن سلم بن قتيبه را والى ( سند ) قرار داد و او برادر خود كثير بن سلم را

--> [ 1 ] اقتباس از آيه 24 س ابراهيم 14 .